هوای نوشتن
هوای خواندن
هوای نظر گذاشتن
هوای ......
نمیدونم
نزدیک 6 سال پیش من این وبلاگ رو باز کردم
وبلاگی که با امید و آرزو باز کردم و عاشقانه و از ته دل توش مطلب
میذاشتم
دو سال اول خیلی موفق بودم و تونستم خودمو پیدا کنم و راه و
روشش رو به دست بیارم و به قول خودمون اوستای این کار بشم
اوستا که نه
یه مبتدی
نوشتم و نوشتم و نوشتم
تا رسیدم به جایی که دلم میخواست
روز های خیلی خوبی بود
خوش بودم
تنهاییامو اینجا پر میکردم و فکر و ذکرم این بود کی میام خونه از سر
کار و از دانشگاه که زودتر ببینم کی برام چه نظری گذاشته
دوستام چه پست هایی گذاشتن
یا هر دلخوشی که با اونها روزگارمو سپری میکردم
گذشت و گذشت تا روزی رسید که یک سال به یک سال میومدم و
پست میذاشتم
همه انگار یادشون رفته بود این وبلاگ و دل نوشته هام چه برو بیایی
داشت
رفقایی که همیشه به یادشون هستم و خواهم بود
رفقایی که چیزی به جز یک وبلاگ و یک نام اینترنتی چیز دیگه ای
ازشون نداشتم
ولی انگار اون رفاقت ها بهتر بود
امروز بعد از گذشت چند سال از کم کار شدنم در فضای مجازی از
سر بیکاری تو شرکتم نشسته بودم و گفتم یه سر بزنم
نشستم نظرای رفقامو تا اون سالی که تو اوج بودم رو خوندم
با اینکه سرم خیلی گرم روزمرگی هام شده و سر خونه زندگی خودمم
و 1 ماهی از ازدواجم با بهترین مریم دنیا میگذره
و زندگی موفق و سراسر عاشقانه ای دارم
یه حسی من رو کشوند به اینجا
اومدم و نظرا رو خوندم
دلم تنگ شد
دلتنگ همون روز ها
کی میشه دوباره همون کاربرا همون وبلاگ های قدیمیشون رو راه
بندازن و دوباره به عقب برگردیم
ولی حیف که نمیشه
این امکان پذیر نیست
دلم لک زده
برای نظر دادن ها
برای نظر گرفتن ها
برای نظر های
علی رضا
مسافر کوچولو
چادر خاکی
فاطمه سادات
سید علی
تخریبچی
ماه برگزیده
یاس
الی
.....
حتی گمنام
حتی کسایی که میومدن و ناشناس فحش و نا سزا میگفتن
دلم برای همشون تنگ شده
ولی حیف که زمان به سرعت میگذره و ما آدم ها فقط بیشتر تو
خودمون غرق میشیم
انگار هر چی سنمون میره بالاتر و بزرگتر میشیم
یه سری کارا کسر شأنمون میشه
و به خودمون میگیم ولش کن کی حوصلشو داره
انگار تلگرام و اینستاگرام تونسته
جای وبلاگ و سایت و دلنوشته هامون رو بگیره
ولی اینجا خیلی خوش میگذشت
خیلی حال میداد
خیلی خوب بود
به غیر وقتی که میگذاشتیم
دو تا مطلب جدید هم یاد میگرفتیم
ولی حیف
حیف
چی بگم .......
ولش کن
یاد همتون بخیر رفقای مجازی
دوست دارم برگردم و دوباره شروع کنم
ولی کاش میشد
و ای کاش بشه
ای کاش میومدید و نظر میذاشتید
و میگفتید به نظرتون چکار کنم
یه دلم میگه بیا
یه دلم میگه نیا
ای کاش این دلنوشته شروع نوشته های من باشه
اگه بدی کردم یا حرفی زدم نا خواسته حلالم کنید
اگه بدی کردید و ناراحتم کردین حلالتون میکنم
حتی کسی که خودش میدونه بدترین نامردی دنیا رو در حقم کرده
حلاش کردم
دعام کنید که بتونم برگردم
با قدرت
با انگیزه
یا حق .....
برچسب:
نویسنده: النا افشاری