
از قافله ای، جا ماندم
درست بیست ونه پیش،
زندانی این روزگار زشت شدم …
روزگاری که نه از جنس من است
نه از برای من
چه رسمیست ، دنیا !
از گردشش مینالیم و، مینالم
و روز زمینگیر شدنمان را
جشن میگیریم !
وامروز آغاز سی سالگی من..
خودم ؛ تولدت مُبارك …
برچسب:
نویسنده: النا افشاری